سرکار خانم لطفی

بانوي بزرگوار و مکرمه استاد لطفي‌ آذر، شيعه‌اي مخلص و  پر گداز در راه دوست، مجاهدي نستوه و مادري مهربان و معلمي دلسوز براي تشنگان راه حقيقت و ولايت هستند که سال‌هاي متمادي از زندگي پر برکت خود را صرف تعليم حقايق قرآني بر اساس روايات موثق و تفاسير گرانقدر شيعي کردند و اهتمام جدی به آموزش سبک زندگي الهي بر پايه روايات صحيح و موثق اهل‌بيت پيامبر عليهم‌السلام به اقشار گوناگون جامعه بانوان، از نوجوان و جوان گرفته تا ميان‌سال و از حوزوي و دانشگاهي گرفته تا خانه‌دار و دانش‌آموز داشته‌اند. ايشان با بيانات برخواسته از سوز دل و با زبان برهان و استدلال متين و قرآني، طالبان حقيقت را با حقايق ديني و معارف والای اسلام شيعی آشنا کرده و به وادي عقل برهاني و عشق رباني رهنمون می‌شوند.

طلب حق

talabe hagh

در این کتاب می‌خوانیم...

مراقبت در مقام طلب، با سایر مراقبت‌ها متفاوت است. مراقبت در مراتب اوسط مجاهده‌ی نفس، مراقبت از جوارح است که گناه نکند؛ و مراقبت از خیال، که افکار و تصورات باطل و توهمات شیطانی، داخل آن نرود؛ و مراقبت از اندیشه، تا افکار رذیله به آن وارد نشود. اما در مقام طلب، فقط باید مراقب راقب بود... یعنی پس از اینکه در وجود سالک، طلب، شوق و بیقراری نسبت به ذات اقدس اله در شناخت فطرتش ایجاد شد، در مقام رسیدن به مطلوب، باید با مجاهده، چشم درونش به راقب حقیقی باز شود و بداند خداوند، "رَقیبٌ عَتیدٌ"

 است. مراقبت در طلب یعنی راقب را مراقب دانستن. طالب باید بداند اگر در مسیر محبوب است، محبوب، او را می‌بیند و مراقب حرکات و سکناتش است و....

- سوره ق، آیه 18.

سرّ سحر

در این کتاب می‌خوانیم...

اسم عزیز الهی مانند پاسبانی بر در قلعه‌ی توحید حق‌تعالی است، تا هرکس با هر لباسی، توان ورود به آن قلعه را نداشته باشد. این اسم، پاک‌کننده‌ی انسان از آلودگی‌های فعلی، صفتی و اندیشه‌ای است تا با این تطهیر، وارد سرزمین توحید شود... بنابراین سالک کوی عزت، پیش از همه چیز باید خود را در مسیر اطاعت حق قرار دهد و از غیر برهاند... 
خلعت عزت که همان مواظبت بنده در مسیر تطهیر، طهارت و تدبیر امرش از سوی خدا در تجلی اسماء و صفاتش و همان تاثیر نگرفتن از غیر خداست، به ملاک ایمان و وساطت رسول خدا-صلّی الله- اعطا می‌شود و مرهون شریعت نبوی است...

سرّ قرآن

 

 

 در این کتاب می‌خوانیم

کسی که به الفاظ قرآن بسنده می‌کند، تنها به حظّی ظاهری دست می‌یابد و هرگز قرآن به عالم برزخ و قیامت او منتقل نخواهد شد و قادر نخواهد بود در شدت سکرات مرگ، الفاظ قرآن را به یاد آورد؛ اما کسی که وجودش با قرآن، مرتبط و متحد شده است، جزء آن دسته‌ای می‌شود که خطاب "اقْرَأ وَ ارْقَ" را با گوش جان می‌شنوند. چنین فردی در میادین گوناگون امتحان، قرآن را در مقابل خود به تصویر می‌کشد و به درستی تشخیص می‌دهد که چگونه عمل کند و کدام اسم از اسماء الهی را ظهور دهد و....

 

امتحان امت در آخر الزمان

 

در این کتاب می‌خوانیم...

 

در عصر غیبت، زیباترین سفره‌ها و قشنگ‌ترین امتحانات الهی برپاست، كه اگر سنّتش را یاد بگیریم، بهترین استفاده‌ها را از آن می‌کنیم. عصر غیبت و جلال، شبی است که در درونش، جمال روز مطلق است؛ "سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ"؛ سختی‌ای است که درونش آسانی است؛ "إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً"؛ و نمود باطلی است که در درونش حق است. زمان غیبت، خیلی ارزشمند است و کسی که در این عصر، اسرار غیبت را پیدا کند، چه بمیرد و چه بماند، برنده است و به "سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ" می‌رسد.